مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» عقل


عقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری، بند کردن، باز ایستادن و منع چیزی است. در بارۀ معنای لغوی عقل گفته شده است که عقل از «عقال» گرفته شده است؛ و «عقال» به معنای طنابی است که به وسیلۀ آن زانوی شتر سرکش را می بندند و به این دلیل به عقل، عقل می گویند که این نیروی باطنی، شهوات و هواها و خواسته های شیطانی درون انسان را به بند می کشد. همچنین واژۀ عقل و مشتقات آن در لغت به معنای فهمیدن، دریافت کردن است 

 در قرآن کریم نیز به معنای فهم و ادراک آمده است. 

 در روایات به معانی گوناگونی استعمال شده است که یکی از معانی آن، قوۀ تشخیص و ادراک و وادار کننده‌ انسان به نیکی و صلاح و بازدارندۀ وی از شر و فساد است.


تعریف عقل

و اما تعریف عقل به زبان علمی؛ در این مورد لازم است حوصله بیشتری داشت و این مسئله را با تأمل و ژرف نگری مورد مطالعه قرار داد. عقل عبارت است از مرکز فکر و اندیشه، و از ویژگی های آن، ترکیب، تجزیه، تجرید، انتزاع، تعمیم و تعمیق مفاهیم ذهنی است. تعریف عقل، با این فشردگی، کمی برای ذهن سنگین است. لذا این تعریف را باز می کنیم تا درک آن ساده و آسان گردد.



مقاله انتقادی عقل

هامان، هاردر، کانت، کییرکگارد، نیتزشه، هیدگر، فوکالت، روتی، و بسیاری از فیلسوفان در مناظره ای که در مورد معنی اصلی واژه reason شرکت کردند. برخی مانند کییرکگارد، نیتزشه و روتی در مورد معنی واژه در حالت فاعلی و حتی در مواردی در دیگر حالات نیز مردد بودند. دیگر فیلسوفان همانند هگل اهمیت چند فاعلی بودن را مبهم می‌دانند و در تلاش برای نوسازی کلمه عقل بودند.

برخی متفکران مانند فوکالت، معتقد بودند که باید زندگی مدرن را نادیده گرفت و درک خود را از عقل و چیزی که به آن زندگی می‌گوییم را بر اساس عقل بیان کنیم.


عقل و شناخت جهان غیب

اگر مقصود از شناخت و ادراک، ادراک عقلى از مفاهیم و تصورات و مسائل نظرى باشد، چنین امرى بنابر اصولى که در مباحث شناخت ‌شناسى به اثبات رسیده است و در این نوشتار نمى‌توان به آن پرداخت، امرى ممکن است. و اگر منظور از ادراک، ادراک شهودى و قلبى باشد، این ادراک از جهان دیگر نیز با رعایت و انجام اصول و آداب سلوک عملى مقدور است، و انسان مى‌تواند به مرحله‌اى بار یابد که ظرفیت ادراک شهودى جهان دیگر را پیدا کند.


مراتب عقل

در اینجا به دور نمائی از مراتب عقل از دیدگاه معرفت دینی اشاره می کنیم.

گفتیم که عقل به مفهوم عام همان خود آگاهی انسانی است که نور وجود انسان است. بنابراین مراتب عقل هم همان مراتب خودآگاهی انسان از خویشتن خواهد بود که این خودآگاهی همه مراتب ادراکات و ابزار های حسی، خیالی، فکری، حافظه و .... را شامل شده و همه را دارای درک و فهم انسانی می کند. این که گفتیم عقل همان آگاهی بر این ادراکات است و نه خود این ادراکات به این دلیل است که چه بسا به تعبیر قرآن انسان چشم (ادراک حسی) دارد اما نمی بیند و قدرت محاسبه دارد اما تعقل نمی کند حافظه دارد اما عبرت نمی گیرد و ... اما انسان عاقل نسبت به تمامی این ادراکات دارای فهمی زنده است که همین فهم نشانه حضور عقل در انسان است.

البته قدرت حسابگری و قیاس برای تدبیر امور دنیوی یکی از ابزار های عقل است که در جایگاه خود به خوبی می تواند عمل کند. ولی تباهی در آنجاست که در غیر جایگاه خود عمل کند یعنی تمامی وجود انسان را به نفع نفس اماره مدیریت کند. در این شرایط قدرت حسابگری که شبیه عقل است و نه خود عقل وجود انسان را در سلطه خود اسیر کرده و آن را از تعالی باز می دارد و هرچیزی غیر از محاسبات کمیت گرا را انکار می کند.

بعد از این تذکر، در مورد مراتب عقل گوئیم: کمترین درجه از عقل همان آگاهی انسان از حواس خویشتن است که انسان به میزان برخورداری از عقل معنا و پیام موجود در هر آنچه با حواس دریافت می کند را می فهمد و در مرتبه ای بالاتر، عقل، آگاهی از فکر، حافظه، علم و عبرت و حکمت را شامل می شود. سپس از دل این مراتب، عقل برتری آشکار می شود که شامل سلسله مراتب وحی و ادراکات شهودی (به معنای کلی آن) است و در نهایت، مرتبۀ عشق الاهی و درک توحید عرفانی به عنوان بالاترین درجه از حد شکوفایی عقل رخ می نماید.

بنابراین می بینیم که در اصطلاح قرآن و روایات عقل به عنوان عنصر نجات بخش انسان مطرح شده و گستره عظیمی را شامل می شود. و از همین روی نکوهش و مذمت عقل در لسان قرآن و معصومین سابقه نداشته مگر در مورد قیاس که گفتیم قیاس به معنای عقل نبوده و فقط لایه ای سطحی از ابزار های عقل است


جشنواره به مدرسه بر می‌گردیم - دیجی کالا
فرم ارسال نظر





  ساخت وبلاگ تبلیغاتی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


پکیج های تبلیغاتی هدفمند و تحت سئو در بلاگسازان پکیج های تبلیغاتی هدفمند و تحت سئو در بلاگسازان مشاهده